تبلیغات
موسسه بزرگ کوانتوم - درمورد خودم....

 

بزرگترین هدیه ای که به کسی می توان داد زمان است !!

 

هنگامی که برای کسی وقت میگذاری قسمتی از زندگیت رو به اون دادی

 

به نام خدای مهربونی ها

 

 من چهار ماه کامل با کسانی ....

 

 

«ادامشو میتونین در ادامه مطلب بخونین»

 

 

من چهار ماه کامل با کسانی که سبز تر از بهار و پرطراوت تر از گل اند گذراندم ،

کسانی که جزء زندگی و ذهن من شده اند ، کسانی که نمیتوانم وصفشان کنم   

من چهار ماه با تمام خوبیها ، خوشی ها، بدی ها، گریه ها و خنده ها، به سختی برای آینده ام جنگیدم

نه تنها من بلکه تمام کسانی که آنجا بودند

آنها انسان هایی مهربان با دلی بزرگ و آکنده از مهر هستند من از تک تک کسانی که آنجا بودن درسهایی آموختم

مثل صبر، دوستی، رفاقت ، وفا و...

این آدمها مرا در این چهار ماه بزرگ کردن  ، به من شخصیت بخشیدن و مرا یاری کردن

(آقا من یاد ندارم ادبی بنویسم بقیشو به زبون خودم مینویسم)

من بچه ای سر به راه و درس خونم که قبلا جز خودش به کسی فکر  نمیکرد ،

 تموم زندگیم به خودم محدود بود تا دوسال پیش که تحت تاثیر یک کلمه یا یه حرف خیلی باحال قرار گرفتم

و تصمیمی بزرگ برای زندگی خودم گرفتم ولی راه رسیدن به اون هدف خیلی سخت بود من از خدام میخواستم

 تا یه راهی جلو پام بزاره و یه آدم که میتونه بهم کمک کنه رو سر راهم قرار بده...

من سوم دبیرستان خیلی سعی کردم مدرسمو تغییر بدم ولی نشد، حالا که به عقب برمیگردم میفهمم

 حکمت خدابوده،چون من امسال در همین مدرسه با فردی آشنا شدم که منو دوباره به سمت هدفم کشوند

حدودا 22 بهمن بود که من  بعد از دو هفته خودمو پیدا کردم و دوباره از نو شروع به درس خوندن کردم و

 تمام درسایی که خونده بودم رو گذاشتم  من مطمئن بودم توی این کلاسا به هدفم میرسم!!!

من با استادای خوبی آشنا شدم مثل آقای آشری که خیلی دلم واسشون تنگ شده ...

من خاطرات زیادی دارم ولی نمیدونم از کدومشون شروع کنم تازه آدم دست به قلم که میشه

 یادش میره چی میخواد بنویسه

من خیلی سعی کردم که فقط به هدفم فکر کنم و قاطی بچه ها و استادا نشم ولی نشد!!!!

من دوستایی در این کلاسا پیدا کردم که خیلی مهربون و دوس داشتنی اند مگه میشه تو کلاسی که

 چنین آدمهایی داره آدم تغییر نکنه ، باهاشون جور نشه ، مگه میشه دوسشون نداشته باشه...!!!!

آدمیزاد وقتی مهربونی میبینه دلش به رحم می آد،  سیستم عصبیش تغییر میکنه ، کل دنیاش عوض میشه ،

منم یه تغییر اساسی کردم و اون این بود که تونستم به دوستام واستادام اعتماد کنم و

حتی به خاطر نبودنشون دلتنگ بشم اونم من که هیچ کس واسم مهم نبود

اینها رو گفتم تا مقدمه ای باشه واسه شروع خاطراتم ...!!!!!

فقط میخوام بگم دلم واسه تک تکتون تنگ شده و این جمله زیر واسه این حس کافیه!!!

بعضی آدمها آنقدر خوبند که در نبودشان "دل" که هیچ "دنیا" هم تنگ میشود.... 



تاریخ : پنجشنبه 4 تیر 1394 | 03:25 ب.ظ | نویسنده : سعیده جون | دل نوشته

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس