تبلیغات
موسسه بزرگ کوانتوم - باور

 

به نام خدای مهربونی ها

روزی دانشمندی آزمایش جالبی انجام داد .

او یک آکواریوم ساخت و با قرار دادن یک دیوار شیشه ای در وسط آکواریوم آن را به دو بخش تقسیم کرد.

در یک بخش ، ماهی بزرگی قرار داد و در بخش دیگر ماهی کوچکی که غذای مورد علاقه ماهی بزرگتر بود.

ماهی کوچک، تنها غذای ماهی بزرگ بود و دانشمند به او غذای دیگری نمی داد .

او برای شکار ماهی کوچک ، بارها و بارها به سویش حمله برد ولی هر بار با دیوار نامرئی که وجود داشت برخورد می کرد،

همان دیوار شیشه ای که او را از غذای مورد علاقه اش جدا می کرد...

پس از مدتی ، ماهی بزرگ از حمله و یورش به ماهی کوچک دست برداشت .

او باور کرده بود که رفتن به آن سوی آکواریوم و شکار ماهی کوچک امری محال و غیر ممکن است .

در پایان ، دانشمند شیشه ی وسط آکواریوم را برداشت و راه ماهی بزرگرا باز گذاشت.

ولی دیگر هیچ گاه ماهی بزرگ به ماهی کوچک حمله نکرد و به آن سوی آکواریوم نیز نرفت!!!

می دانید چرا؟؟؟

دیوار شیشه ای دیگر وجود نداشت ، اما ماهی بزرگ در ذهنش دیواری ساخته بود که از دیوار واقعی

سخت تر و بلند تر می نمود و آن دیوار ، دیوار بلند باور خود بود.

باوری از جنس محدودیت ...

باوری به وجود دیواری بلند و غیر قابل عبور...

باوری از ناتوانی خویش....

 

اگر ما در میان اعتقادات و باور های خویش جستجو کنیم ، بی تردید دیوار های شیشه ای بلند

 و سختی را پیدا خواهیم کرد که نتیجه مشاهدات و تجربیات ماست و خیلی از آنها وجود خارجی

نداشته بلکه زاییده باور ما بوده و فقط در ذهن ما جای دارند. 

 

 



تاریخ : شنبه 13 تیر 1394 | 11:10 ب.ظ | نویسنده : سعیده جون | دل نوشته

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس